هَـمیشه بـآید کَسـی باشد
کـــہ مــَعنی سه نقطههاے انتهاے جملههایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه بـآید کسـی باشد
تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد
بـآید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد…
کسی بـآشد
کـــہ اگر بهانهگیـر شدے بفهمد
کسی بـآشد
کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیآج داری
بفهمد کـــہ درد دارے
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران تنگــ شده استــ
همیشه باید کسی باشد
همیشه....

نظرات شما عزیزان:
anika 
ساعت14:43---9 مرداد 1392
اخه خیلی خوب بود
پاسخ:ممنون اجی گلم فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ایدا 
ساعت14:12---9 مرداد 1392
بهت نمیگم دوستـــت دارم ، اما قسم می خورم که دوستـــــت دارم . . .
بهت نمیگم که هرچی بخوای بهـت میـدم ، چون همه چیزم تویـــــی . . .
نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیالی خوش تر از خوابی ، اگـه یه روزی
چشمات پره اشک شد و دنباله یه شونه میگشتی که گریه کنی ، خبــرم
کن !!! بهت قول نمیدم که ساکتت کنم ، ولی پا به پات گریه میکنـــم . . .
اگه دنباله مجسمه سکوت میگشتی تا سرش داد بزنی ، صدام کـن ، قول
میدم ساکت بمونم . اگه دنباله خرابه میگشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ،
صدام کن ، قلب من تنها خرابه وجودتوست